علي بن حامد الكوفي

72

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )

نيست « 1 » كه نام من در دنيا زنده ماند ، بفرماى تا سيم سكه « 2 » دارِ ضرب راى « 3 » آنچه مىرساند « 4 » و بنام « 5 » شاه مشرف مىگردد ، بر طرف ديگر « 6 » نام بنده زده « 7 » مهر درم نقش كنند ، تا نام بنده طفيل مهر سيم « 8 » راى « 3 » باقى ماند ، [ و ] تا انصرام دور هند و سند مستقيم باشد و ذكر آن محو نگردد . راى « 3 » داهر بفرمود تا همچنانكه وزير التماس كرده بود بساختند . ( هذا الباب ) رائى « 9 » داهر استقرار يافت ، و قوّت و شوكت كامل پذيرفت « 10 » ، چنان كه مال دار الخلافة باز گرفت و تمرّد و تعنّد نمود . تاريخ خلفاء راشدين « 11 » ( f 38 b ) تا وليد « 12 » راويان اين « 13 » اخبار و متصرّفان اين آثار ( ص 63 ) چنين آورده‌اند كه اول غزو « 14 » لشكر اسلام [ كه ] ببلاد هند و سند نامزد شد در خلافت امير المؤمنين عمر بن الخطاب رضى اللّه عنه بود ، بعد از هجرت رسول صلى اللّه عليه و سلم بپانزده « 15 » سال . اوّل عثمان بن ابى العاص الثقفى « 16 » را به بحرين فرستاد ، و [ او ] با لشكر بسوى عمان روان شد و كشتيها با حشم از راه دريا نصب فرمود « 17 » ، و مغيره بن ابى العاص « 18 » بر سر آن لشكر به بحرين فرستاد ، تا از ان راه به ديبل « 19 » رود . و در ان عهد راى « 20 » سند چچ بن سيلائج بود . سى و پنج سال بر مُلك او گذشته بود . و اهل ديبل مردمان تجار بودند ،

--> ( 1 ) م : هست ( 2 ) ب : تنكه ( 3 ) پ س ك م : شاه ( 4 ) ب م : برساند ( 5 ) ب : هم نام ؛ پ ك م : بهم نام ( 6 ) پ : دوم ( 7 ) و در جميع نسخ : زدن ( 8 ) پ ندارد : سيم ( 9 ) پ س ك م : پادشاهى ( 10 ) ب ك م : يافت ؛ س : گرفت ( 11 ) ب م : الراشدين ( 12 ) ك افزايد : رضى اللّه عنه ؛ و كاتب نسخهء م در خط باريك نوشته : رضى اللّه تعالى عنهم اجمعين ( 13 ) ب س ك م ندارد : اين ( 14 ) س : غزوه ؛ ب پ ك : غزاى ( 15 ) پ س ك م : يازده ، كه ظاهرا سهو است ( 16 ) در جميع نسخ : عثمان بن عاص ثقفى . از تاريخ بلاذرى درست كرده آمد ( 17 ) پ : كرد ( 18 ) ب س : مغيره بن العاص ؛ پ ك م : بطور اضافت ابنى « مغيره ابى العاص » مىنويسد ( 19 ) كاتب نسخهء م بر سر ديبل كلمه « تهته » نوشته است ، گويا شهر ديبل را به شهر تهته مشخص نموده ( 20 ) پ س ك م : ملك .